165-161) تحقیق اسکندر جهانگیری پیرامون نقش نیلز بور دانمارکی، در طرح جهانی سازی تشیع / سرنخ معمای ترور جان اف. کندی (رئیس جمهور اسبق آمریکا) – خارج از متن رساله

* تحقیق اسکندر جهانگیری پیرامون نقش نیلز بور دانمارکی، در طرح جهانی سازی تشیع / سرنخ معمای ترور جان اف. کندی (رئیس جمهور اسبق آمریکا) :

Niels Bohr نیلز بور (نیلس بوهر) دانمارکی – مرگ مشکوک: 1962م، یکسال پس از آیت الله بروجردی

Niels Bohr نیلز بور (نیلس بوهر) دانمارکی – مرگ مشکوک: 1962م، یکسال پس از آیت الله بروجردی

حقایقی تکان دهنده درمورد رسالۀ “آبشار”، آخِرین اثر نیلز بور:

“ET VANDFALD”, fra: NIELS BOHR – 1962.

“اِتْ وَنفـَـل = (یک) آبشار”، از: نیلز بور

- در1962م (و مرگ وی، در همین سال!)

این نسخۀ خطی شگفت انگیز- که همگی آن به دانمارکی و به گواهی خط شناسی کامپیوتری تماماً به دستخط خود نیلز بور (نیلس بوهر) میباشد – نیز توسط جناب دکترابراهیم مهدوی – اسلامـشناس مقیم لندن – در کپنهاگ[1] دانمارک، به بهای2,000,000 دلار، از یک عتیقه دار (با کسب تخفیف قابل ملاحظه، جهت تحقیقات علمی) خریداری شده و اکنون از بیم خطر مافیای نسخ خطی، در صندوق امانات سرّی دولت انگلیس، به شمارۀ رمز زیر، نگهداری می شود:

(B-10-E.V / 12-F.N.B)

نام مذکور در فوق، و اسم نیلز بور و تاریخ آن، همانگونه، عیناً بر روی برگۀ پوسیدۀ ابتدایی آن – که کمی پارگی دارد – نوشته و درج شده اند.

پس از تطبیق رایانه ای خطوط این رساله ، با آخرین دستخط های به اثبات رسیدۀ نیلز بور، آشکارشد که وی این رساله را درطول بیماری جانکاه آخر عمر خود نوشته، وهمگی آن تنها به خط ّخود او می باشد.

عتیقه دار مزبور، به دکتر ابراهیم مهدوی گفته:

“… من این رساله را در میان خاکروبه های قلعه سلطنتی قدیمی رُزنبرگ/ روزنبورگ[2] کپنهاک در میان خاکروبه ها و اشیاء متفرقه، پیدا کردم؛ لذا بسیار اوراق (ورق ورق شده) و کهنه و مُندرِس گردیده بود. من آنرا صحّافی کردم و مدّتی از ترس مافیای نسخ خطی، در اتاقک ساعت “یِنس اولسِن” یا “ساعت جهان” [3] آنرا پنهان کرده بودم…”.

Rosenborg Castle به انگلیسی =  Rosenborg Slot به دانمارکی. قلعه معروف و دیدنی دانمارک

Rosenborg Castle به انگلیسی = Rosenborg Slot به دانمارکی. قلعه معروف و دیدنی دانمارک

Jens Olsen's World Clock به انگلیسی = Jens Olsens Verdensur به دانمارکی. برج ساعت معروف و دیدنی دانمارک

Jens Olsen’s World Clock به انگلیسی = Jens Olsens Verdensur به دانمارکی. برج ساعت معروف و دیدنی دانمارک

نیلز بور، در این رساله، با کمال شگفتی، و همانند اینشتین، اسلام را بر همگی ادیان جهان برتری می دهد؛ و با بیاناتی حزن آور و اندوهبار، تأسّف می خورد که “نقشۀ جهانی سازی دین اسلام و مذهب مترقی شیعه” با درگذشت آیت الله بروجردی و اینشتین، به هدف نرسید و چون – طبق آنچه نیلزبور درآنجا مینویسد – حدود یک سال از درگذشت نابهنگام آیت الله بروجردی گذشته، خود نیز آرزوی مرگ می کند! و سفارشاتی را محرمانه، برای جان اف. کندی و برخی از افراد خاندان نجیب زاده های انگلیس نوشته است؛ که معلوم می شود وی قصد داشته، با ثروت کلان نجیب زادگان انگلستان- که با وی همعقیده شده بودند – “کِنِدی” را یاری دهد تا دین اسلام و مذهب مترقی شیعه را به عنوان “مذهب واحد جهانی” معرفی کنند و مسیحیت و یهودیت و آیین های دیگر جهان را از بیخ و بن ریشه کن سازند… ولی یک سال بعد از سال نگارش این رساله و مرگ نیلز بور، در سال 1963م “جان اف. کندی” نیز با گلولۀ شخص ناشناسی از پا در آمده است!

آشنائی اجمالی با محتوای رسالۀ “آبشار” نیلز بور:

نیلز بور، در این رساله، محمد(ص) را بعنوان “بزرگترین پیامبر خدا” می ستاید؛ علی(ع) را برترین “شخصیت متعادل” جهان معرفی می کند؛ قرآن را زیبا ترین و”عمیق ترین پیام الهی” می داند و آن را “کامل ترین قانون مدنی دنیا” بشمار می آورد.

نیلز بور، دراین رساله، خود چنین میگوید که، فقط به اسم اسلام و قرآن و پیامبر(ص) بسنده ننموده (تنها کاری که ما مسلمانان بلد هستیم!) ؛ بلکه در صدد آن برآمده تا “اسلام راستین و خالص” را بیابد؛ که گاهی از آن تعبیر به “الماس” [4] و گاهی به “یاقوت سرخ” [5] و امثال اینها مینماید (یعنی گوهری کمیاب است؛ و آنگونه که اغلب مسلمانان ادّعا دارند نیست!).

یاقوت سرخروح تحقیق گر “نیلز بور” و کنجکاوی زیرکانۀ او، بالأخره سبب آشنایی وی با چهرۀ حقیقی اسلام، یعـنی: آیت الله بروجردی، شد؛ اما دیری نپائید که آن مرجع بزرگ درگذشت؛ و نیلز بور، در این رابطه نا اُمیدانه مینویسد:

“فوت این مرد، بزرگترین تراژدی (واقعۀ غم انگیز) زندگی من به شمار میرود!”

بور، دراین کتابچه تصریح میکند به اینکه:

“جنگ” با منطق صلح آمیز “مذهب شیعۀ 12 امامی” اساساً سازگاری ندارد و پیش از جنگ جهانی اوّل و دوّم – که در دوّمی بیش از 18,000,000 نفر بکام مرگ کشیده شدند! – اگر مردم این دوران، حتی اندک آشنایی با تعالیم این مذهب داشتند، جنگ جهانی رخ نداده بود؛ و اکنون (در سالهای پس از جنگ جهانی دوم) باید تنها “مذهب شیعۀ دوازده امامی” را جهانی ساخت تا “منطق” و “انسانیّت” و”صلح” و “خرافه ستیزی”، که از ارکان اصلی این مذهب هستند، توأم با “علمی بودن” تمامی دستورات آن، بر افکار مردم جهان سایه بیفکند.

نیلز بور در همین رساله تصریح میکند باینکه، خود وی یکی از اسباب اصلی و مهمّ آشنایی اینشتین با دین اسلام و آیین شیعه بوده و اینشتین پس از ۴۰ مکاتبه محرمانه – با پیشوند حرفی ایکس (مثل  X-12و X-25 و…) – با “بروجردی بزرگ”، آخِرالأمر، رسالۀ “دی اِرکلِرونگ” Die Erklärung (= بیانیه) را – به زبان آلمانی – در تأیید علمی مذهب شیعه نوشته است…

نیلز بور و ترجمه های چند زبانه از رسالۀ بیانیه (دی ارکلرونگ) اینشتین:

نیلز بور در همین رساله (آبشار) میگوید که جمعی را محرمانه مأمور کرده که رساله بیانیه (=دی ارکلرونگ) اینشتین را به زبان دانمارکی و برخی زبانهای زنده دیگر دنیا ترجمه کنند؛ و آنها نیز این کار را کرده اند… اما به گفتۀ دکتر ابراهیم مهدوی – عامل خرید این دو رساله: متاسفانه تا به امروز هیچ اثری از “ترجمه دانمارکی رساله اینشتین” به دست نیامده است!…

از جمله ترجمه های بعمل آمده از رسالۀ بیانیّۀ اینشتین (= دی اِرکلِرونگ)، ترجمۀ روسی آن است، که به درخواسـت نیلز بور، ا. ع. هـ (فوت: 1358ش) آن را (از آلمانی به روسی) به انجام آورده و با مشورت شاه سابق ایران، آن ترجمه را مخفیانه برای “یوری گاگارین” Юрий Гагарин فضانورد و دانش پژوه روسی(مقتول: 1968م) فرستاده اند… متأسّفانه از خود این ترجمۀ روسی نیز اثری به دست نیامده و تنها مدرک موجود در این رابطه، آخِرین دفتر خاطرات علمی یوری گاگارین (صفحات1 تا 19) میباشد، که او در آنجا تصریح کرده به اینکه، ترجمۀ رسالۀ ایـنشتین (به روسی) را شخص مذکور، به درخواست نیلزبور انجام داده، و حمید رضا پهلوی نیز در این جریانات فعّال بوده است…

نام این دفتر خاطرات یوری گاگارین، که “سِلمَن واکسمن” Selman Waksman = Зельман Ваксман (پزشک روسی – اوکراینی، کاشف اِستِرِپتومایسین Streptomycin داروی درمان سل) (فوت: 1973م) نیز ملحقاتی به آن افزوده است، این می باشد:

“پرواز حقیقی، یا: جان نثار کردن!”

ИСТИННЫЙ ПОЛЁТ

(ایستینیی پالوت)

ИЛИ:

 (ایلی):

ПОЖЕРТВОВАТЬ ЖИЗНЬЮ

(پاژِرت واوات ژیزنیو)

یوری گاگارین Юрий Гагарин فضانورد و دانش پژوه روسی - مقتول: 1968م

یوری گاگارین Юрий Гагарин فضانورد و دانش پژوه روسی – مقتول: 1968م

سِلمَن واکسمن Selman Waksman = Зельман Ваксман پزشک روسی - اوکراینی، کاشف اِستِرِپتومایسین Streptomycin داروی درمان سل - فوت: 1973م

سِلمَن واکسمن Selman Waksman = Зельман Ваксман پزشک روسی – اوکراینی، کاشف اِستِرِپتومایسین Streptomycin داروی درمان سل – فوت: 1973م

لازم به ذکر است که یوری گاگارین در این رساله، نام روسی ترجمۀ رسالۀ بیانیۀ اینشتین – توسط ا. ع. هـ. – را چنین آورده است:

ДЕКЛАРАЦИЯ

(دیکلاراتسیا)

هرچند، این ترجمه نیز مانند سایر ترجمه های رسالۀ اینشتین، مفقود شده است! ولی همین که یوری گاگارین، در تنها اثر بجا مانده از وی، در این رابطه، به آن تصریح میکند، کافیست تا درک کنیم که دامنۀ تلاش جناب نیلز بور، در راستای انتشار جهانی رساله “دی ارکلرونگ” اینشتین، و بمقصود جهانی سازی مکتب اسلام و تشیّع دوازده امامی، چقدر وسیع بوده است.

انگیزۀ تحقیقات دینی نیلز بور، و سبب گرایش وی- همانند اینشتین – به روش اخباریان شیعه، و در رأس ایشان علامه محمدباقر مجلسی:

نیلز بور در رسالۀ “آبشار” خود میگوید که، چون من عمری را به تحقیق در باریک ترین و دقیق ترین مسائل فیزیکی و مادّی گذرانده بودم، انصاف نمیدیدم که تحقیق کامل و تتبّع دقیقی از دین و آیین خود و دوستانم، نداشته باشم؛ چون بطور حتم، متافیزیک و معنویّت بسیار دورتر از ذهن بشری و بسی پیچیده تر و مخفی تر (از فیزیک) میباشد و بدون کمک “عقاید دینی صحیح و تحقیقی”، نمیتوان با استدلال “عقل ضعیف و حسّی بشری”، پی به امور مافوق حسّ و اندیشۀ بشر برد.

اینشتین در رسالۀ بیانیه (دی ارکلرونگ)، میگوید:

“برونر[6] برای من(=اینشتین) نقل کرد که در اواخر سال 1943م، که جنگ جهانی(دوم) براستی دنیا را خسته کرده بود، با “بور عزیز” (نیلز بور) ملاقاتی داشته؛ بور در این ملاقات، سخت اندوهگین بوده (از گزارش های پی در پی تلفات بی شمار انسانها)، و گفته:

“روزی دنیا خواهد فهمید که صلح و آرامش جهانی، فقط در گرو تعالیم انسانی مذهب تشیع 12 امامی است…” (مشروح آن خواهد آمد…).

جنگ جهانی دوم - تصویر حملۀ هواپیماهای ژاپن به کشتی های امریکایی

جنگ جهانی دوم – تصویر حملۀ هواپیماهای ژاپن به کشتیهای آمریکایی

این نشان میدهد که یکی از اسباب گرایش نیلز بور و اینشتین و دیگر دانشمندان همعصر ایشان، به اسلام و تشیّع، دوران تلخ و سرشار از تراژدی “جنگ جهانی” بوده؛ و نیز نشان میدهد که نیلز بور، پیش از اینکه اینشتین چنین رساله ای را – به عنوان “بیانیۀ جهانی” – بنویسد، به فکر “جهانی سازی این مذهب” بوده است.

گوشه ای از سوابق علمی و فعّالیّت های مشترک نیلز بور و اینشتین:

نیلز بور در سال 1922م موفق به اخذ جایزۀ نوبل در فیزیک کوآنتومی (=ذرّه ای) شده بود – یک سال پس از اینکه اینشتین (در1921م) جایزۀ نوبل را به خود اختصاص داد – و آن دو همواره در عین اینکه دو دوست متحد و همفکر بودند، با اینحال دو رقیب جدّی و سرسخت برای یکدیگر – در عرصۀ دانش – بشمار میآمدند!

از تحوّلات فکری و مذهبی نیلز بور، مشاهده میشود که او همواره درصدد گسترش این فکر مذهبی خاص و تحوّل طلبانه بوده است؛ چنانکه در همین رسالۀ “آبشار”، تصریح کرده به اینکه با استخدام خصوصی برخی مترجمان حاذق و ماهر انگلیسی – از میان نجیب زادگان “روچیلد” [7] مقیم لندن و دیگر مناطق، که تحت تأثیر افکار مذهبی و اسلامگرایانۀ وی قرار گرفته بودند -“رسالۀ بیانیّۀ اینشتین” را پس از ترجمه به انگلیسی، برای “جان. اف. کِنِدی” فرستاده است و “کندی” نیز محرمانه به آنها ابلاغ کرده که پس از رسیدن به پست ریاست جمهوری امریکا، در یک موقعیت مناسب، “اسلام و تشیّع 12 امامی” را به عنوان تنها مذهب علمی وعقلانی و ایده آل جهانی، معرفی علنی خواهد کرد؛ تا اگر شورش و ناامنی در جهان اتفاق بیفتد، قدرت نظامی امریکا بتواند اوضاع را تحت سیطرۀ خود کنترل کرده، شورشیان ستیزه جو را سرکوب کند.

نام شاه سابق ایران و برخی رجال خاندان و دربار وی… نیز در اسناد رسالۀ “آبـشار” – همانند “دی ارکلرونگ” یا “بیانیه” اینشتین – بارها بعنوان واسطه و گاه طرف مشاورۀ سرّی برای این طرح جهانی آمده است…

درگذشت ناگهانی و مشکوک نیلز بور، و ترور زنجیره ای خاندان کِنِدی:

اما ناگهان نیلز بور در همان سال نگارش این رساله(1962م) می میرد! و سال بعد از مرگ وی(1963م) نیز “جان. اف. کندی” بضرب گلولۀ شخص ناشناسی – که هیچ وقت، مشخص و ثابت نشد که چه کسی بوده – از پا در می آید! گذشته از اینکه، پس از خود کندی، برخی از اعضاء خاندانش، ازجمله برادر و برخی نوه های او نیز، توسط اشخاص ناشناسی، به ضرب گلوله، یا با صحنه سازی انحراف ماشین در جاده، تصادف و… پی در پی به قتل میرسند!

براستی که اطلاعات ما از تاریخ معاصر، یا کاملاً غلط بوده، و یا بسیار ظاهربینانه بوده است!! تاریخ، اگر تاریک نبود، این معمّاها را بی جواب نمیگذاشت!

اسکندر جهانگیری – کانادا


[1]- København = Copenhagen = کپنهاگ.

[2]- Rosenborg Castle به انگلیسی =  Rosenborg Slot به دانمارکی.

[3]- Jens Olsen’s World Clock به انگلیسی = Jens Olsens Verdensur به دانمارکی.

[4]- diamant (به دانمارکی= الماس).

[5]- rubin (به دانمارکی= یاقوت سرخ).

[6]- احتمالاً منظور اینشتین، همان “امیل برونر” Brunner باشد که استاد الهیات و دین شناسی دانشگاه زوریخ سوئیس بوده و در1957م، کتاب “ایمان و امید” را نوشته است.

[7]-Rothschild – روچیلد: خاندانی معروف از نجیب زادگان اروپا، که در لندن و انگلستان بسیار صاحِب نفوذ هستند.

ارسال شده در دسته‌بندی نشده | دیدگاه‌ها خاموش

160) ورود نیلز بور (نیلس بوهر) دانمارکی به جریان مکاتبۀ اینشتین با آیت الله بروجردی/

چون در پایان نگارش من(=اینشتین) به فِلِمینگ،

آمد که ما نمیتوانیم بُعد طولی و عرضی زمان را

درآنی واحد،با یکدیگرجمع کنیم(اشاره به نظریّۀ

“مُکمِّلیّت” نیلز بور، دانشمند معاصر دانمارکی)

و(یا با هم) بسنجیم، و(یا) اعتبار واحساس نماییم؛

لازم شد که ذکـری از جناب ” نیلز بور (یا: نیلس

بوهر)” دانمارکی(*1*) به میان آورم؛ که در این

روزها (= 1954م = 1333ش) چون از ماجرای

نامه نگاری های من(=اینشتین) به جنابعالی(یعنی

آیت الله بروجردی)، محرمانه توسط من و فلمینگ

وبرخی دیگر(؟)باخبرشد،دین اسلام ومذهب شیعه

را در خفا و به نحو پنهانی پذیرفت و رسماً این را

- محرمانه – اظهار نمود ؛ (لذا) وی (= نیلز بور)

بی صبرانه مشتاق ملاقات حضوری، و یا لا اقـلّ،

مکاتبه با شما (=آیت الله بروجردی) است. پس من

(=اینشتین) “جملۀ رمز”(؟؟؟) را به او آموختم، تا

نامه نگاری ها را شروع کند(*2*).

********************************

1- Niels Bohr

2- شخصیت “نیلز بور” هرچند از دیدگاه شیمی و

فیزیک، شناخته شده ومعروف بوده و تمامی دانش

آموزان دبیرستان نیز “طرح مداراتمی” وی را به

خوبی به یاد می آورند…؛ اما شخصیت باطنی وی

بسیار پیچیده و مرموز و درهاله ای از ابهام است!

تنها مدرک معتبر در این زمینه، آخرین رساله ای

است – با نام ” آبشار” – که وی به زبان دانمارکی

نوشته و درآن ازهـمیـن رسالۀ اینشتین(= بیانیّه، یا

“دی اِرکلِرونگ”) بارها نام برده و خود نیز اسلام

و تشیع را درهمان رساله ترجیح میدهـد؛ عنوانش:

Et Vandfald   (اِت وَنفـَل = یک آبشار)

می باشد…ولی احتمالاً جناب اینشتین اشتباه نموده

که می گوید: من سبب آشنایی نیلز بور با آیت الله

بروجردی شده ام…؛ چون نیلز بور در آن رساله،

صریحاً گفته که:من پیش ازاینشتین، با اسلام ونیز

آیت الله بروجردی آشنایی داشته ام! … و بلکه در

موضعی دیگر میگوید که: من(=نیلز بور) کاری

کردم که میان اینشتین وآیت الله بروجردی،رابطه

بر قرار شود! … پس احتمال دارد که اینشتین این

راز را نمیدانسته و نیلزبور هم فقط برای حصول

اطمینان از اینکه رابطه صد درصد برقرار شده،

” جملۀ رمز” را از اینشتین پرسیده باشد!

- اسکندر جهانگیری

Niels Bohr نیلز بور (نیلس بوهر) دانمارکی - مرگ مشکوک: 1962م، یکسال پس از آیت الله بروجردی

Niels Bohr نیلز بور (نیلس بوهر) دانمارکی – مرگ مشکوک: 1962م، یکسال پس از آیت الله بروجردی

ارسال شده در دسته‌بندی نشده | دیدگاه‌ها خاموش

159-156) چگونه میتوان با دانستن راز نسبیت زمان، از وقت شبانه روزی بیشتر بهره برد؟!/ راز علاقۀ دانشمندان به زندگی در نواحی قطبی/

(دیگر فوائد نسبیّت؛ از زبان اینشتین)

(بهره مندی از زندگی در آرامش قطب)

تصویر زیبایی از آفتاب آرام قطب شمال North_Pole1

فواید روزمرّۀ دیگری نیز میتوان از دانستن آن (= اصل

نِسبیّت) بـدست آورد. من(اینشتین) به فِلِمینگ (که پرسیده

بود دانستن این اصل چه فوایدی دارد) جواب دادم که:اگر

مثلاً شخصی مانند تو- که محتاج وقت شبانه روزی بسیار

زیادتری، برای آزمایش های گوناگون پزشکی و شیمیائی

وفیـزیولوژیکی و ژنتـیکی ومثل اینهاست – بخواهد بیشتر

از وقت خود بهره ببرد، قطعاً معجزه نمی تواند بکند تا از

بُعد زمان – که واقعیّتی همواره توأم با ماست – فرار کند!

اما اگر از قانون “نِسبیّت زمانی” من خبر داشته باشد، بار

مسافرت به سرزمین های قطب شمال ، یا نزدیک به آن -

مثل آلاسکا، یا لابرادور، ونواحی خلیج هُودسُن، در شمال

(قارّۀ) آمریکا؛ ویا گروئنلند، در بالای اقیانوس اطلس ودر

کنار آن: جزیرۀ بزرگ ایسلند؛ و یا شمال سوئد و نروژ و

فنلاند، واقع در بخش فوقانی اروپا؛ ومانند اینها – را بسته

و به آن نواحی مهاجرت میکند!

که اوّلاً، چون روزها و شبها درآنجا گاهی بقدری طولانی

هستند که در قطب به ششماه شب و ششماه روز می رسد؛

لذا انسان دیرتر ازمطالعه وتحقیق وآزمایش، خسته خواهد

شد، چون ((زمان)) در نظر او بسیار((کُندتر)) می گذرد؛

بلکه گاهی (بر اثر ثابت به نظر رسیدن تاریکی یا روشنی

هوا) احساس میکند مُدام در”یک واحد زمانی” مانده است!

بنابراین آزمایش کرده ایم که ، شخص بی حـوصـله ای که

در نواحی ما، بسرعت خسته و از کارش دلـزده می شود،

در نواحی قطبی – بــــا امکانات مناسب زندگی در آنجا -

بسـیار باحوصله تر؛ و با پشتکار بیشتری فعّالیّت می کند،

و کمتر از کار خود احساس خستگی خواهد کرد.

North_Pole2 تصویر زیبائی از قطب شمال 2

البـته اشتباه نشود که ، زمان شبانه روزی طبیعی – بدون

دخالـتـهای مکرّر ساعت دیواری – برای او کـُندتر بنظر

می آیـد (چون روشنی یا تاریکی هوا اغلب اوقات، ثابت

به نظرش میرسد) و میـتواند 24 ساعت خود را بمراتب

بیشتر- تا حدّ نیمه ای (6ماهی) شبانه از سال، و نیمه ای

(6ماهی) روزانه از سال – احساس بنماید! و وقت اداری

برای خود قرار ندهـد (که عادت روزانۀ ما دراینجاست).

اما اگر همین شخص ، درآن نواحی (قطبی) نیز، مقیّد به

ساعت دیواری یا مچی خود باشد، نتیجه معکوس شـده و

وقت وزمان برای وی سریعتر(از ما) تمام میـشود! چون

همان طورکه دربحث “زمان شیئ متحرّک” گفتیم، هرچه

انسان، اجزاء کمتری از تغییرات محیطی – مانـنـد طلوع

وغروب مکرّر خورشید – را احساس کـند، زمان موجود

ومعیّن را نسبت به آن اجزاء مکانی، طولانی تر احساس

خواهـد نمود ؛ بنابـرایـن ، ساعت اداری در ذهن ساکنان

نواحی قطبی، برای کارمندان آنجا، سریعـتر میگذرد! و

هنوز نور خورشید در آسمان به همان اندازۀ (قبلی) باقی

است، که ناگهان میفهمند که ساعت دیواری(اداره) سریع

وقت آخر اداری را نمایان میسازد! واین برای کارمندان

تنبل و کم حوصله نیز خوبست!!

تصاویر خورشید در افق قطب شمال North_Pole3

وبهمین سبب، پیرمردان نواحی قطبی احساس میکنند که

عمر آنها سریع سپری شده است، زیرا طلوع وغروبهای

کمتری از خورشید را به یاد می آورند!

اما چون توجه دانشمندی مثل تو(فلمینگ) و من(اینشتین)

به اصل”شبانه روز تحقیقی” است- و نه به گذران متداول

ساعت، روز، هفته، ماه وسال – و به اصطلاح علمی تر،

ما میخواهیم از عرض زمان بهرمندی بیشتری ببریم؛ اما

مردم عادی میخواهند از طول زمان بهره مند باشند. ولذا،

ساعت دیواری را فقط برای انجام عبادتهای اسلام – یعنی

“نیایش های الزامی”(نمازهای واجب)ومانندآن(مثل روزه)

درنظر میگیریم، و اصل توجه ما به دفتر، قلم و رساله ها

وکتب اطاق مااست. ودرنتیجه، وقتی نورآسمان قطبی، به

طور مداوم، در روز طولانی قطب، بصفحۀ کتاب ودیوار

اطاق ما میتابد، نگرانی ازاینکه”الآن شب میرسد وخسته و

خواب آلوده میشوم”هرگز در ذهن ما نخواهد آمد! وبدن ما

نیزطبق(حسّ) بیولوژیکِ زمانی طبیعی خود، کمتراحساس

خواب آلودگی و خستگی (اتوماتیک) خواهد کرد. بنابراین،

بیولوژیکِ طبیعی وغریزی ما، اینطوراحساس خواهد کرد

که شبانه روزتحقیقی وعلمی شیرین ما،به این آسانی، اتمام

پذیرنبوده و خستگی آور نیست(چون گذران شبانه روز را

در آن نواحی احساس نمیکنیم).

ولی نباید در آنجا (=نواحی قطبی) معتاد به نگاه کردن به

ساعت باشیم ؛ چون غریزه و سیستم فیزیولوژیکی درونی

ما، با این عملِ مکرّر، تحریک شده ونمیتوانیم آن احساس

(کند گذشتن زمان) را بخوبی درک کنیم؛ و چه بسا، اثری

معکوس داشته باشد که تا بخودمان بیائـیم و گرم نوشته و

تحقیق بشویم، همانند آن کارمندان اداری ، حس کنیم وقت

سریع میگذرد و نوبت خواب ما میرسد!!

تصویری زیبا از قطب جنوب South-Pole «تصویری زیبا از قطب جنوب»

پس درنواحی قطبی،برای کسیکه معتاد به ساعت دیواری

ومچی و مانند اینهاست، وقت سریعتر سپری میشود؛ ولی

برای معتاد به طبیعت غریزی وهورمونی بدن-که به نور

وتاریکی توجه دارد ونه به ساعت- زمان مطالعه وتحقیق

وهرکاردیگری، طولانی تر بنظرخواهد رسید؛ بلکه حتی

اگر زندانی باشد ومشغول استفاده از وقت زندان، (بازهم

چنین خواهد بود)، برخلاف اغلب زندانی ها – که همچون

برخی از کارمندان اداری ، وقت شماری می کنند که کی

وقت آزادی خواهد رسید!

ما استفاده از ساعت را – که آلتی کمّیّتی و فیزیکی است -

((نگرش به بُعد طولی زمان))، و بهره گیری از عادتـهای

طبیعی و هـورمونی بیولوژیک بدن را ، (( نگرش به بُعدِ

عرضی زمان )) می نامیم ؛ که به یقین ، هردو در زندگی

روزمرّۀ انسانها، نقشی مستقلّ ازهم ایفاء میکنند و نمیتوان

هر دو ((نگرش)) را توأم باهم بکار گرفت – مگر با غلبه

دادن یکی بر دیگری – و این خود، یک مفهوم از((نسبیت

زمان)) وعایدات و فواید آن در زندگی است؛ و((اِتِّساع))

(کشش و وسعت زمان)(*1*) فقط به این نحو مورد نظر

من(=اینشتین) میباشد.

***********************************************

1- Die Erweiterung

====================================

ارسال شده در دسته‌بندی نشده | دیدگاه‌ها خاموش

155) فواید و ثمرات بی شمار نظریّه یا تئوری نِسبیّت برای ما انسانها /

///////////////////////////////////////////////////////

بحث ما دراین مقدمه، راجع به نِسبیّت ، به درازا

انجامید؛ ولی چاره ای جز این نبود.

حال، اگرکسی از من(=اینشتین) سؤال می کرد -

چنانکه یک بارجناب فِلِمینگ طبیب،ازمن پرسید-

که فایدۀ عملیِ دانستن این اصل یا “قانون نسبیّت”

چیست وکجا عاید بشرمیشود؟درجواب گفته ام که

فواید و نتایج آن، واقعاً درخشان و بی شماراست؛

گذشته از آن فوایدی، که درفهم قوانین دیگری از

“مکانیک کوآنتومی” (*1*) در بـر دارد؛ و مـن

(اینشتین) نمی خواهم دراین رسالۀ فشرده به آنها

بپردازم؛ولی درکتابها ورساله جات دیگرم مکرّر

به آنها پرداخته و مثال آورده ام.

********************************

1- quantum-mechanics

توضیح: کوآنتوم به معنای کمّیّتها (=اندازه های)

ذرّه ای،هسته ای واتمی، که ازدقیق ترین مباحث

فیزیک نظری و حتی کلاسیک اسـت، می باشـد.

===============================

ارسال شده در دسته‌بندی نشده | دیدگاه‌ها خاموش

154) اینشتین بشقاب های پرنده و مثلث برمودا را جمعاً بیانگر وجود یک راز و مسألۀ متافیزیکی می داند/

اینها وصدها گزارش معتبردیگر- صرف نظر از

گزارشهای دروغین و تبلیغاتی برخی رسانه ها و

نشریات ، و ((داستانهای تخیّلی و نابخردانه ای))

کـه براساس موهومات ژول وِرن فرانسوی(1*)-

مُـتـَوَفـّای 1905- بـصورت رمان و نمایش(نامه)

انتشار چشمگیری یافـته اند – شاهـد صدقی بود بر

اینکه بشقابهای پرنده وجود دارند وقابل دست یابی

ما نیستند.

این است که سیاستمداران، صلاح را براین دیده و

یا بعداً خواهند دید، که آنرا تکذیب کرده و یا بدون

اهمیت جلوه بدهند!! تا ضعف علمی و نظامی آنان

برملا نگردد؛ونیزمبادا مورد استفادۀ رقیبان گمنام

قرار بگیرند!

اما من (=اینشتین)، بطورحتم میدانم که از لابلای

اینهمه حقایق مجهول وشگفت انگیز،عقل انسان -

اگرسالم مانده باشد، و به دور از تعصّب جاهلانه

و لجبازی، کار کند !! – وجود (( پیشوای زمان ،

مهدی بزرگ )) (*2*) را پـشـت این سرنخ های

مشترک(که علامت یک نظام و سلیقه ی یک نفر

هستند) خواهد یافت، واو را تصدیق خواهد نمود؛

گرچه خداوند،مانع خواهد شد که بشرپی به مکان

اقامت یا پایگاه یاران مهربان او ببرد.

*******************************

1- Jules Verne

2-Herr der Zeit,seine Majestät,Mahdi

(یعـنی: صاحِب زمان ، اعلا حضرت ، مَهـدی) .

===============================

ارسال شده در دسته‌بندی نشده | دیدگاه‌ها خاموش

153) ضعف تجهیزات علمی و فیزیکی و الکترونیکی، از بررسی ماهیّت بشقابهای پرنده/

عَلیٰ رَغم عکس هایی گـذرا و گـنگ کـه از ایـن اشیاء
گاهی گرفته شـده، هنوز شکل آنها بخوبی معلوم نشـده
است. دربرخی گزارشهای موثـّق، بجای دایره،اَشکال
هندسی چندضلعی – همچون هرم – مشاهده شده است؛
برخی دیگر از گزارشهای معتبر، وجود گنبدی سرخ
و درخشان – همانند گنبدهای مساجد مسلمانان – را بر
روی آنها ، گزارش داده؛ بلکه یکی از محققین آلمانی
معاصرمن(اینشتین) میگفت که: صداهایی درآن محیطِ
رؤیت بشقاب پرنده ، شنیده انـد ، که شباهت به صدای
((اذان)) مسلمانان (*1*) داشته است. و گاهی صدای
غـُرّش و انفجار از آنها بگوش می رسد. وجالب اینکه
همانند ((مثلث برمودا)) – که ذکرشد – نورهایی ازاین
((بشقابها)) بیرون میزده که از دیوار و سقف خانه نیز
گـاهـی عبور می نموده! و سایه ای برای خود دستگاه
آن(بشقاب پرنده) نمی بینند! (یعـنی حتی اگر از جلوی
منبع نور، مثل خورشید یا ماه عبورکنند، سایه ندارند).
**********************************
1- Der Ruf zum Gebet (ندا به سوی نماز=اذان)

ارسال شده در دسته‌بندی نشده | دیدگاه‌ها خاموش

152) اینشتین تعلّق بشقاب های پرنده را به سازمان های جاسوسی، نامعقول می داند/

تا آنجا که ما میدانیم ، امکان ندارد که این بشقابها

ساخت سازمانهای جاسوسی باشد؛ چون اوّلاً،بشر

هـنوز به چنین میزان وحدّی ازعلم ودانش نرسیده

وبه این زودی هم نخواهد رسید،تا این چنین شیء

عجیبی را – با این سرعت و قدرت مانور- بسازد!

دیگراینکه:اگرچنین بود(که آنها ساخت سازمانهای

جاسوسی باشند)، میبایست در مناطق استراتژیکی

( = سیاسی – نظامی ) مشاهدۀ آنها بیشتر صورت

پذیرد؛ حال آنکه چنین هم نیست! و بالاخره اینکه:

قطعاً برخی از قدرت ها، از آن و حرکات سریع و

پیچیدۀ آن برای جنگ ها بهره میـبردند ؛ ولی حتی

یک مورد نیز چنین اتفاقی رخ نداده است! و بلکه

خود ابرقدرتها هـزیـنـه و وقـت بسیاری را صرف

تحقیق در مورد آن میکنند!

============

ارسال شده در دسته‌بندی نشده | دیدگاه‌ها خاموش

150-151) اینشتین احتمال میدهد بشقاب پرنده ها از مسائل متافیزیکی برمودا باشند/

برخی چنین گمان میکنند که صاحبان این بشقابها گروهی از انسانهای متمدن هستند که بیست هزار سال قبل، زمین را ترک کرده و (بعداً توسط سفینه هایی) به آسمان صعود نموده اند. ولی بعقیده من (=اینشتین) با وجود ((پیشوای زمان)) (= امام زمان عج) ، شاید بتوان حدس زد که چون بیشتر این رخدادها در اطراف همان جزایر (برمودا) رخ میدهد، به احتمال بسیار قوی اینها (رانندگان بشقاب های پرنده) از یاران (=اصحاب) آن بزرگوار هستند که نگهبانی منطقه و بلکه هر جای دیگر جهان، بر عهدۀ ایشان نهاده شده است ( که شاید این پروازها به قصد کمک به بشریت و یا نجات گم شدگان و یا دیگر اهداف بشر دوستانۀ آن حضرت باشد).

در سال های اخیر، گزارشهای ارسال شده از نقاط مختلف جهان – بخصوص حوالی برمودا – از مرز میلیون گذشته و همگی مردم با نام بشقاب پرنده آشنا شده اند.

طول آنها گاهی بقدر یک هواپیما میباشد؛ ولی بی صدا حرکت میکنند.

در ۱۹۱۵(م) که مطالعاتی در نسبیت عام انجام میدادم و یک سال از زمان استادی فیزیک نظری من در آلمان و درآمدنم به تابعیت این کشور می گذشت، برای اولین بار، واقعۀ مشاهدۀ معروف (( تل – 60)) (در رابطه با بشقاب پرنده ها) به گوشم رسید.

و چندی پیش نیز، در۱۹۴۷(م) ((کنیت آ. آرنولد)) Kenneth A. Arnold خلبان آمریکایی، ۹ عدد از آنها را دید. خلبان ژاپنی ((هیمفیل)) نیز در ۱۹۴۸ در حال پرواز متوجه علامت رادار هواپیما به سوی یک بشقاب پرنده شد و چون آن را تعقیب کرد، علاوه بر آنکه قدرت مانور بسیاری داشت، بسرعت دور شده و ناپدید گشت!

مشاهدات خلبانهای جنگی مُتفقین (امریکا، انگلیس، فرانسه و شوروی) در ((جنگ دوم)) نیز گواه صدق دیگری بر این واقعیت است (که بشقابهای پرنده وجود دارند). آنها گمان میکردند که ژاپن و آلمان و ایتالیا (= مُتحدین) این اشیاء را برای گمراه کردن و یا شـناسایی و (یا) صدمه زدن به هواپیماهای آنها ساخته اند؛ و (بنا بر مشاهدات ایشان، این اشیاء) بیشتر بر فراز اقیانوس آرام و اطلس رؤیت می شده و تا به حال یکبار به کسی صدمه نزده اند.

برخی تیراندازان حرفه ای نیز که بسمت آنها هدف گرفته اند، مشاهده نموده اند که گلوله های آنها یا در نزدیکی خودشان افتاده و یا منحرف شده و یا درجا منفجر میشود؛ و هرگز به آن اشیاء اصابت نمی نماید!

==============================

ارسال شده در دسته‌بندی نشده | دیدگاه‌ها خاموش

149) اینشتین بشقابهای پرنده را واقعی می داند/ چرا آنها در اطراف برمودا بیشتر هستند؟/

یکی از مهم ترین رخدادهای اطراف مثلث برمودا

وجود ((بشقابهای پرنده))(*1*) است، که انصافـاً

قابل انکارنبوده و بقدری دیده شده که نسبت دروغ

ویا توهّم بینایی (خطای چشم)، به گویندگان، ممکن

نمیباشد. این اشیاء دایره وار،که نوری خیره کننده

وگاه همچون شعله های سرخ سرکش، از خودشان

بروز می دهـند، گاهی بـر اثـر سرعت بسیارشان،

استوانه ای نوری بنظر می آیند. بمحض ظهورآنها

در آسمان منطقه ، هرگونه سیستم مخابراتی

از کار می افتد و هیچ عمل نمی کند!

برخی ازهواپیماهای جنگی امریکا، بمحض ظهور

این اشیاء عجیب ، به سرعت به سمت آنجا حرکت

کرده اند تا لا اقلّ از آنها عکسی بردارند و آنها را

شناسایی کنند؛ اما هر بار، یا آن بشقاب پرندۀ دیده

شده بسرعت دور شده، ویا اینکه خاموش و ناپـدید

گشته است!

سرعت آنها گاه به 7000 کیلومتربرثانیه میـرسد!

خیلی نزدیک به زمین حرکت میکنند ؛ و جالب تر

اینکه تغییر شکل نیز میـدهند! گاهی هم در اعماق

دریاها نفوذ می کنند!

********************************

1-اینشتین گاهی لفظ fliegendes Tellereisen به

معنای ((تلۀ گِرد و بشقاب شکل پرنده)) و گاهی نیز

واژۀ fliegende Untertasse بـه معنای ((نعلبکی

پرنده)) را در مورد بشقاب پرنده به کار بـرده است.

[*An ((UFO)) or:

 “unidentified flying object”

 seen in “USA”, New Jersey, in 1952.]

[تصویرمستند یک بشقاب پرنده یا”یوفو” بمعنی

شیء پرندۀ ناشناخته  – در اصطلاح انگلیسی –

که در سال 1952م ، در ایالت نیوجرسی امریکا

عکس برداری شده است– اسکندر جهانگیری].

ارسال شده در دسته‌بندی نشده | دیدگاه‌ها خاموش

148-147) نور سفید و اسرار و عجایب آن/ راز برتری و فضیلت رنگ سبز و سفید بر رنگ های دیگر در احادیث شیعه/

و((نور سفید)) ترکیبی است ازهفت نوع طیف نوری ((بنفش/

نیلی/ آبی/ سبز/ زرد/ نارنجی/ قرمز)) – که رنگین کمان(1)

همان تجزیۀ طیفی نورسفید توسّط قطرات ریزبخارآب وباران

است- وطول موج هر طیف مذکور، برحَسَب واحدی است که

آنگستروم سوئدی- درگذشتۀ قرن نوزدهم -(2) آن را محاسبه

نموده، که هـر ((آنگـسـتروم)) یک دَه میلیونیوم میلیمتر است:

(( 1 Å = 10-10  m ))

و یا:

(( 1 Å = 10-7   mm )) = 0 / 000,0001 mm

و (هر یک از آن طول موج ها) چنین به دسـت آمده اسـت:

(رنگ) die Farbe    >     (طیف) das Feld 

( نمایش با حرف یونانی ”لاندا” λ= ) :

λ= 4100 Å  <   Violett (بنفش)

λ= 4200 Å   <   Indigo-Blau (آبی نیلی)

λ= 4700 Å   <   Wasser-Blau (آبی آب)

λ= 5500 Å   <   Grün (سبز)

λ= 5800 Å   <   Gelb (زرد)

λ= 6100Å < Hellrosa/Rot-Gelb/Orange (نارنجی)

λ= 6600 Å   <   Rot (قرمز)  

و می دانیـم که ((نورسفید)) – که ترکیبی از این هفت طیـف

است – قوی ترین نوری است که میتواند برهمۀ اشیاء محیط

اثر بگذارد. پس میتوان حدس زد که: نورسفیدِ جزیرۀ مذکور

(خضراء یا برمودا) مجموعاً تراکم یافته و در برخی نقاط از

این کانون نوری، تمرکز بیشتری پیدا نموده ؛ که عامل چنین

حوادثی شاید بعضاً همین نورسفید(موجود) در آبهای جزیرۀ

سبز (=خضراء) باشد ، که هـر طیف آن با چیـزی از اشیاء

طبیعت – که اصل (همگی) آنها از نور است – تناسب دارد؛

و(چـون) بیش ازاین هفت طیف، طیف اصلی دیگری درمادّۀ

طبیعت نیست، پس بهترین ((سلاح دفاعی)) می توانـد بـاشـد.

 

نیز،آن((نور سبز)) نفوذ کننده ای که ازبدنه و بال هرهواپیما

نفوذ کرده و به درون آن داخل میشود (که خلبانـها در آسـمان

آن نواحی گزارش داده اند)، یقیناً ازمادّه ای بسیار قویـتربوده

و برآن (بدنه وبال فلزی) چیرگی کامل دارد. و… رنگ سبز

نزد خاندان پیامبراسلام، محبوبترین رنگها بوده است؛ ورنگ

سفید– اگـرچه روش (=سُنّت) آنها در لباس و عِمامَه (*3*)

بوده ، ولی رنگ محسوب نمیشود؛ بلکه ((سفید)) – به معنای

فیزیکی آن – خالی بودن از رنگ است (چـون آن طیف های

هفتگانه در این حالت، تعادل داشته وهـیچ یک چـیـرگی ندارد

تا رنگ جدیدی ساخته شود؛لذا در روانشناسی نیزرنگ سفید

علامت صداقت و یکرنگی و یکدلی و واقع بینی اسـت) (4).

برای همین است که دانشمندان نجیب زادۀ (=سادات) اسلام،

عمامۀ سبز نیز بر سر می نهاده، ومعروف و شناخته شده به

آن بودند.و در داستانهایی که ازآن ((پیشوای پنهان)) (= امام

غائب – عج) نقل نموده اند، ((نور سبز)) آن بزرگوار را در

آن محوّطه نیز گاهی نقل کرده اند ؛ که این ((نور فیزیکی))

بطور حتم، افراد نااهل را دفع میکند، زیـرا ((منبع انتشار))

قوی و فرکانس دار (=پی در پی منتشر شونده) دارد ؛ و این

(منبع انتشار)، شخص شریف آن گوهر یگانۀ پنهان از چشم

بشریّت است.

**************************************

1- der Regenbogen

2- Ångström (اونگستروم)

“آندرس یونس آنگستروم” (تولد:1814م – فوت:1874م) ،

فیزیکدان سوئدی و محقق در فیزیک نور و طیف و رنگها.

3- der Turban

4- برای آگاهی از فضیلت و برتری رنگ سبز و سفید  و

دیگر رنگها،مراجعه شود: حِلیَة المُتـّقین/علامه مجلسی/

/ چاپ اسلامیه و حسینی / ص7و8 / فصل4 از باب اول.

«تصویری ماهواره ای از منطقۀ مثلّث برمودا»

“Bermuda – aerial view”

================

ارسال شده در دسته‌بندی نشده | دیدگاه‌ها خاموش