116) تفسیر علمی حدیث معراج پیامبر اسلام(ص) از دیدگاه نِسبیّت زمان، توسّط اینشتین/

(اکنون اینشتین، یک ثمرۀ بزرگ مذهبی نِسبیّت زمان را اینگونه و با استناد به احادیث شیعه، شرح میدهد) :

در اینجا گفتاری (=حدیثی) از”مجلسی بزرگ” در یاد دارم، که “انجمن بهائی ها و شیخی های امریکا” آن را ( درهمان جلسه که در آغاز رساله توضیحش گذشت) به مسخره گرفته بودند؛ و حال آنکه سبب این تمسخر، نادانی  و “حماقت” خودشان بوده است!!

آنها (در آن جلسه) می گفتند : “مجلسی” معتقد بوده که “پیامبر اسلام”(ص) هنگامی که به “معراج”(*1*) رفت، دامان (لباس) او به یک “آب پاش”(*2*) برخورد کرد و آن واژگون شد و (آب) شروع به ریختن از لولۀ آن کرد؛ پس چون آسمانها و جهان های دیگر آفرینش را سیر نمود و (دوباره) به همان مکان “صعود جسمانی” خود بازگشت، هنوز آب آن “آب پاش واژگون شده” تماماً ریخته نشده بود!(*3*)

امّا من(=اینشتین) چون در آن جلسه، این گفتارهای (=احادیث) پرمغز و رمزگونه و نکته دار را می شنیدم؛ که مورد تمسخر این “بی سوادان مسخره” واقع شده، ولی – از ترس اینکه به اعـتقادات درونی من پی برده شود – نمیتوانستم دفاع کنم، دچار آشفتگی روحی شدم و چنانکه گذشت، به بهانه ای، “میتینگ” آنها را ترک نمودم.

اگر هم میخواستم دفاع کنم، آن “بی شعورها” حرف من را نمیفهمیدند وخود من(=اینشتین) را نیز مورد تمسخر قرار میدادند. بالاخره، من چگونه به یک “بهایی” و یا یک “شیخی” نادان این مسأله را می توانستم بفهمانم که:

چون سرعت سیر “پیامبر اسلام” (ص) در زمان “معراج” بسیار سریع بوده و با توسّل به “حاکمیّت مِتافیزیک بر قوانین فیزیک” از مرز (سرعت) نور نیز گذشته و به مراتب، از آن هم سریعتر بوده است، بنابراین کوچکترین جزء کوچک، از کوچکترین اجزاء ثانیه – که برای ما قابل تصوّر طبیعی نیست – برای آن “بزرگوار”(ص) به صورت دقیقه و یا حتی ساعتی ، “احساس و ادراک” شده؛ و (در نتیجه) آن همه وقایع (مذکور در حدیث معراج) را در چنین زمان اندکی مشاهده نموده، و پشت سر نهاده است؛ و او(=پیامبراسلام ص) هنگامی که بازگشت نموده، آب آن “آب پاش” هنوز در حال ریزش (بر روی زمین) بوده است. این حادثۀ “ریزش آب از آن آب پاش” را خداوند ، نشانه ای روشن برای هدایت ما ” فیزیکدانان نِسبیّتی” قرار داده بود. امّا این “شغالها” (بهاییان، بابیان و شیخیّه) آن را نمیفهمیدند و مسخره می کردند!! و این تنها یک نمونه از “جاهلیّت قرن بیستم” بود!! پس، آه! از “جاهلیّتِ زمان پیامبراسلام و پیشوایان پاک شیعه”(امامان معصوم). براستی، آنها، آن “بزرگمردان دانش و دین”، چه رنجی را تحمّل می کرده اند (با آن مردم نادان و عقب افتاده!).

*****************************************************

(*۱*) Die Himmelfahrt معراج

(*۲*) Gießkanne (گیسکانه = آبپاش)

(*3*) متأسّفانه معلوم نشد که این حدیث شریف در کدام کتاب علاّمه مجلسی آمده است. و هرچه جستجو کردیم این حدیث را در بحارالانوار و برخی کتب اعتقادی دیگر از علامه مجلسی نیز نیافتیم. بلی با کمک برخی دوستان، تنها توانستیم در کتاب ((قِصَص العلماء)) میرزا محمد تنکابنی (چاپ علمی-فرهنگی، سال۱۳۸۳ش، ص55، مطابق با چاپ قدیم علمیّه اسلامیه، ص۴۷و۴۸) ترجمه فارسی این حدیث را- بطور مختصر- بیابیم. البته در جلد ۱۸ از چاپ ۱۱۰ جلدی بحارالانوار(ص ۲۸۲ تا ۴۱۰) که احادیث معراج پیامبر اکرم(ص) در آنجا آمده، به احادیثی برخورد کردیم که تا حدّی این مطلب را مورد اشاره قرار داده اند؛ از باب نمونه:

- امام رضا(ع) از پدران گرامی خود، از رسول خدا(ص) نقل نموده که فرمود:

((خداوند برای من مُسَخّر گردانید “بُراق” را)) (در لغت به معنی مَرکب سریع السّیری که چون برق جهنده، سریع و درخشان باشد) ((و آن چارپایی است از چارپایان بهشت، که نه کوتاه است اندام او و نه بلند، و اگر خداوند به او اذن و اجازه دهد، تمامی عالَم دنیا و آخرت را – در یک تاخت خود – جَوَلان کرده و دور میزند، و آن بهترین چارپایان است در رنگ خود)) (بحارالانوار، علاّمه مجلسی، جلد۱۸، ص۳۱۶، حدیث29).

بازهم نظیر این حدیث شریف در همان باب یافت می شود… خوانندگان رجوع فرمایند. جالب اینکه، تمامی احادیث این باب از کتاب مرحوم علاّمه مجلسی، با توضیحاتی که مرحوم اینشتین تا به حال داده، به راحتی قابل تفسیر علمی و فهم دقیق است – اسکندر جهانگیری.

====================================

این نوشته در دسته‌بندی نشده ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.