159-156) چگونه میتوان با دانستن راز نسبیت زمان، از وقت شبانه روزی بیشتر بهره برد؟!/ راز علاقۀ دانشمندان به زندگی در نواحی قطبی/

(دیگر فوائد نسبیّت؛ از زبان اینشتین)

(بهره مندی از زندگی در آرامش قطب)

تصویر زیبایی از آفتاب آرام قطب شمال North_Pole1

فواید روزمرّۀ دیگری نیز میتوان از دانستن آن (= اصل

نِسبیّت) بـدست آورد. من(اینشتین) به فِلِمینگ (که پرسیده

بود دانستن این اصل چه فوایدی دارد) جواب دادم که:اگر

مثلاً شخصی مانند تو- که محتاج وقت شبانه روزی بسیار

زیادتری، برای آزمایش های گوناگون پزشکی و شیمیائی

وفیـزیولوژیکی و ژنتـیکی ومثل اینهاست – بخواهد بیشتر

از وقت خود بهره ببرد، قطعاً معجزه نمی تواند بکند تا از

بُعد زمان – که واقعیّتی همواره توأم با ماست – فرار کند!

اما اگر از قانون “نِسبیّت زمانی” من خبر داشته باشد، بار

مسافرت به سرزمین های قطب شمال ، یا نزدیک به آن –

مثل آلاسکا، یا لابرادور، ونواحی خلیج هُودسُن، در شمال

(قارّۀ) آمریکا؛ ویا گروئنلند، در بالای اقیانوس اطلس ودر

کنار آن: جزیرۀ بزرگ ایسلند؛ و یا شمال سوئد و نروژ و

فنلاند، واقع در بخش فوقانی اروپا؛ ومانند اینها – را بسته

و به آن نواحی مهاجرت میکند!

که اوّلاً، چون روزها و شبها درآنجا گاهی بقدری طولانی

هستند که در قطب به ششماه شب و ششماه روز می رسد؛

لذا انسان دیرتر ازمطالعه وتحقیق وآزمایش، خسته خواهد

شد، چون ((زمان)) در نظر او بسیار((کُندتر)) می گذرد؛

بلکه گاهی (بر اثر ثابت به نظر رسیدن تاریکی یا روشنی

هوا) احساس میکند مُدام در”یک واحد زمانی” مانده است!

بنابراین آزمایش کرده ایم که ، شخص بی حـوصـله ای که

در نواحی ما، بسرعت خسته و از کارش دلـزده می شود،

در نواحی قطبی – بــــا امکانات مناسب زندگی در آنجا –

بسـیار باحوصله تر؛ و با پشتکار بیشتری فعّالیّت می کند،

و کمتر از کار خود احساس خستگی خواهد کرد.

North_Pole2 تصویر زیبائی از قطب شمال 2

البـته اشتباه نشود که ، زمان شبانه روزی طبیعی – بدون

دخالـتـهای مکرّر ساعت دیواری – برای او کـُندتر بنظر

می آیـد (چون روشنی یا تاریکی هوا اغلب اوقات، ثابت

به نظرش میرسد) و میـتواند 24 ساعت خود را بمراتب

بیشتر- تا حدّ نیمه ای (6ماهی) شبانه از سال، و نیمه ای

(6ماهی) روزانه از سال – احساس بنماید! و وقت اداری

برای خود قرار ندهـد (که عادت روزانۀ ما دراینجاست).

اما اگر همین شخص ، درآن نواحی (قطبی) نیز، مقیّد به

ساعت دیواری یا مچی خود باشد، نتیجه معکوس شـده و

وقت وزمان برای وی سریعتر(از ما) تمام میـشود! چون

همان طورکه دربحث “زمان شیئ متحرّک” گفتیم، هرچه

انسان، اجزاء کمتری از تغییرات محیطی – مانـنـد طلوع

وغروب مکرّر خورشید – را احساس کـند، زمان موجود

ومعیّن را نسبت به آن اجزاء مکانی، طولانی تر احساس

خواهـد نمود ؛ بنابـرایـن ، ساعت اداری در ذهن ساکنان

نواحی قطبی، برای کارمندان آنجا، سریعـتر میگذرد! و

هنوز نور خورشید در آسمان به همان اندازۀ (قبلی) باقی

است، که ناگهان میفهمند که ساعت دیواری(اداره) سریع

وقت آخر اداری را نمایان میسازد! واین برای کارمندان

تنبل و کم حوصله نیز خوبست!!

تصاویر خورشید در افق قطب شمال North_Pole3

وبهمین سبب، پیرمردان نواحی قطبی احساس میکنند که

عمر آنها سریع سپری شده است، زیرا طلوع وغروبهای

کمتری از خورشید را به یاد می آورند!

اما چون توجه دانشمندی مثل تو(فلمینگ) و من(اینشتین)

به اصل”شبانه روز تحقیقی” است- و نه به گذران متداول

ساعت، روز، هفته، ماه وسال – و به اصطلاح علمی تر،

ما میخواهیم از عرض زمان بهرمندی بیشتری ببریم؛ اما

مردم عادی میخواهند از طول زمان بهره مند باشند. ولذا،

ساعت دیواری را فقط برای انجام عبادتهای اسلام – یعنی

“نیایش های الزامی”(نمازهای واجب)ومانندآن(مثل روزه)

درنظر میگیریم، و اصل توجه ما به دفتر، قلم و رساله ها

وکتب اطاق مااست. ودرنتیجه، وقتی نورآسمان قطبی، به

طور مداوم، در روز طولانی قطب، بصفحۀ کتاب ودیوار

اطاق ما میتابد، نگرانی ازاینکه”الآن شب میرسد وخسته و

خواب آلوده میشوم”هرگز در ذهن ما نخواهد آمد! وبدن ما

نیزطبق(حسّ) بیولوژیکِ زمانی طبیعی خود، کمتراحساس

خواب آلودگی و خستگی (اتوماتیک) خواهد کرد. بنابراین،

بیولوژیکِ طبیعی وغریزی ما، اینطوراحساس خواهد کرد

که شبانه روزتحقیقی وعلمی شیرین ما،به این آسانی، اتمام

پذیرنبوده و خستگی آور نیست(چون گذران شبانه روز را

در آن نواحی احساس نمیکنیم).

ولی نباید در آنجا (=نواحی قطبی) معتاد به نگاه کردن به

ساعت باشیم ؛ چون غریزه و سیستم فیزیولوژیکی درونی

ما، با این عملِ مکرّر، تحریک شده ونمیتوانیم آن احساس

(کند گذشتن زمان) را بخوبی درک کنیم؛ و چه بسا، اثری

معکوس داشته باشد که تا بخودمان بیائـیم و گرم نوشته و

تحقیق بشویم، همانند آن کارمندان اداری ، حس کنیم وقت

سریع میگذرد و نوبت خواب ما میرسد!!

تصویری زیبا از قطب جنوب South-Pole «تصویری زیبا از قطب جنوب»

پس درنواحی قطبی،برای کسیکه معتاد به ساعت دیواری

ومچی و مانند اینهاست، وقت سریعتر سپری میشود؛ ولی

برای معتاد به طبیعت غریزی وهورمونی بدن-که به نور

وتاریکی توجه دارد ونه به ساعت- زمان مطالعه وتحقیق

وهرکاردیگری، طولانی تر بنظرخواهد رسید؛ بلکه حتی

اگر زندانی باشد ومشغول استفاده از وقت زندان، (بازهم

چنین خواهد بود)، برخلاف اغلب زندانی ها – که همچون

برخی از کارمندان اداری ، وقت شماری می کنند که کی

وقت آزادی خواهد رسید!

ما استفاده از ساعت را – که آلتی کمّیّتی و فیزیکی است –

((نگرش به بُعد طولی زمان))، و بهره گیری از عادتـهای

طبیعی و هـورمونی بیولوژیک بدن را ، (( نگرش به بُعدِ

عرضی زمان )) می نامیم ؛ که به یقین ، هردو در زندگی

روزمرّۀ انسانها، نقشی مستقلّ ازهم ایفاء میکنند و نمیتوان

هر دو ((نگرش)) را توأم باهم بکار گرفت – مگر با غلبه

دادن یکی بر دیگری – و این خود، یک مفهوم از((نسبیت

زمان)) وعایدات و فواید آن در زندگی است؛ و((اِتِّساع))

(کشش و وسعت زمان)(*1*) فقط به این نحو مورد نظر

من(=اینشتین) میباشد.

***********************************************

1- Die Erweiterung

====================================

این نوشته در دسته‌بندی نشده ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.